تبلیغات
تدریس خصوصی ریاضی ابتدایی و متوسطه اول

تدریس خصوصی ریاضی ابتدایی و متوسطه اول
 
نویسندگان
لینک های مفید
بى‏ گمان تقوا به عنوان مهم‏ترین فضیلت دینى و انسانى در بسیارى از كتاب‏هاى اخلاقى و اجتماعى، مورد بحث و تحلیل قرار گرفته و ابعاد مختلف آن از سوى بزرگان بررسى و تبیین شده است. 

مقدمه

بى‏گمان تقوا به عنوان مهم‏ترین فضیلت دینى و انسانى در بسیارى از كتاب‏هاى اخلاقى و اجتماعى، مورد بحث و تحلیل قرار گرفته و ابعاد مختلف آن از سوى بزرگان بررسى و تبیین شده است. 
آن چه مهم مى‏نماید، شناخت این فضیلت انسانى و دینى نیست، بلكه ایجاد آن و بهره‏گیرى از آثار و پیامدهاى مثبت دنیوى و اخروى آن است. این مهم نیز جز با تحمل مشقات و سختى‏ها، امكان ناپذیر است. در این نوشتار، تلاش بر این است كه با تأكید بر آن چه پیشینیان از فضیلت فهمیده و ارائه نموده‏اند، گلچینى صورت پذیرد و با یادآورى فواید و آثار آن، خود و دیگران را به ایجاد آن و عمل به آن برانگیزیم. با این انگیزه، نوشتار حاضر فراهم آمده است. باشد تا با پیروى از دستورها و آموزه‏هاى انسان ساز قرآن و نمونه‏هاى عینى تاریخى، به این فضیلت در افراد و جامعه دست یابیم.

 

مفهوم تقوا

تقوا از «وقایة»، و وقایة به معنى حفظ شى‏ء است، از آن چه به او زیان برساند.1
شهید مطهرى در معنى واژه تقوا نوشته‏اند: این كلمه از ماده «وقى» است كه به معناى حفظ و صیانت و نگهدارى است. معناى اتّقاى احتفاظ است، ولى تا كنون دیده نشده كه در ترجمه‏هاى فارسى این كلمه را به صورت حفظ و نگهدارى ترجمه كنند... و اضافه كرده‏اند كه كسى مدعى نشده است كه معناى تقوا، ترس یا پرهیز و اجتناب است، بلكه چون دیده شده لازمه صیانت خود از چیزى ترك و پرهیز است... . در بعضى موارد، به معناى خوف و ترس استعمال شده است.2
نتیجه آن كه به نظر مى‏رسد معناى مناسب براى واژه تقوا «خودنگهدارى» است. در تأیید این نكته كه «وقایة» به معناى حفاظت و نگهدارى از شرور و آفات است، به چند آیه مى‏توان استناد كرد؛ مانند: «فَوَقهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذلِك الیَومِ وَ لَقَّهم نَضرَةً وَ سُرُوراً»؛3 خدا هم از شرّ و فتنه آن روز آنان را محفوظ داشت و به آن‏ها روى خندان و دل شادمان عطا نمود. 
و نیز: «قُوا أنفُسَكُم وَ أهلِیكُم ناراً»؛4 خود را با خانواده خویش از آتش دوزخ نگاهدارید.5
در آیات قرآن كریم 6243 واژه تقوا به صورت اسمى و فعلى و به عنوان صفت به كار رفته، و بیشتر به صورت «اتقوااللَّه» آمده است. معدودى از این تعداد، به صورت «إتقوا رَبّكم» یا «إتقوا اللَّه الّذى خَلقكم» به كار رفته است. این تعداد فعل امر به صراحت نشان مى‏دهد كه تا چه حد رعایت تقوا اهمیت دارد، و تا چه حد انسان از تقوا غفلت مى‏كند. از جمله این اوامر این است كه مى‏فرماید: «فَاتَّقُوا اللَّهَ یأُولى الأَلبَب لَعَلَّكم تُفلِحُون»؛7 پس اى خردمندان عالم! از خدا بترسید، باشد كه رستگار شوید. 
و نیز مى‏فرماید: «اتَّقوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِه»؛8 از خدا بترسید، چنانچه شایسته خدا ترس بودن است. 
در فرهنگ قرآن كریم، متقى كسى است كه با ایمان و عمل صالح براى خود ملكه‏اى نفسانى فراهم مى‏سازد تا او را از آسیب‏هاى درونى (هواى نفس) و بیرونى (شیطان) مصون دارد.9
و متقین و پرهیزكاران، همان مؤمنانند و پرهیزكارى، از اوصاف مخصوص طبقه معینى نیست تا مانند احسان و خشوع و خلوص جزء مقامات خاصه محسوب شود، بلكه صفتى است كه در تمام مراحل ایمان پس از تحقق ایمان پیدا مى‏شود. دلیل آن هم این است كه خداوند آن را به عنوان یك صفت خاص براى طبقه مخصوص از مؤمنان (با آن همه اختلاف درجاتى كه دارند)، بیان نكرده است.10
خواجه نصیر الدین طوسى مى‏گوید: تقوا و ورع عبارت است از انجام همیشگى اعمال شایسته بدون كوتاهى و سستى.11 این معنا، در واقع ناظر به لوازم تقواست، نه اصل ماهیّت تقوا. 
شهید مطهرى مى‏گوید: تقواى دینى و الهى یعنى این كه انسان خود را از آنچه ... دین در زندگى معین كرده و خطا و گناه و پلیدى و زشتى شناخته شده، حفظ و صیانت كند و مرتكب آن‏ها نشود.12
به عقیده شهید مطهرى، ما دو نوع تقوا مى‏توانیم داشته باشیم؛ تقوایى كه ضعف است و تقوایى كه قوت است. نوع اول این است كه انسان براى این كه خود را از آلودگى‏هاى معاصى حفظ كند، از موجبات آن‏ها فرار مى‏كند و خود را همیشه از محیط گناه دور نگه دارد... . 
نوع دوم این كه در روح خود حالت و قوتى بوجود آورد كه به او مصونیت روحى و اخلاقى دهد كه اگر فرضاً در محیطى قرار گیرد كه وسایل و موجبات گناه فراهم باشد، آن حالت و ملكه روحى، او را حفظ كند.13
از این بیان، و بیانات امامان معصوم (علیهم‏السلام)14 مى‏فهمیم كه تقوا به معناى خود نگه دارى، مراقبت، كنترل نفس و حاكمیت و تسلّط بر نفس است، نه به معناى پرهیزكارى كه عدّه‏اى از راحت طلبان منزوى، شعار خود قرار داده و تقواى اسلامى را كه با ستیز و نبرد همراه است، به كناره‏گیرى و پرهیز از جامعه و امت اسلامى توجیه و تأویل مى‏كنند. 
برخى از محققین كه تقوا را در اصطلاح شرع به معناى خوف و ترس استعمال كرده‏اند، درباره مفاد تقوا صحیح به نظر نمى‏رسد؛ زیرا با توجه به مجموع آیات و روایات وارده، تقوا به این معنا صحیح نیست، جز آن كه معناى لازمى آن را در نظر داشته باشیم؛ زیرا در قرآن مى‏خوانیم: «كُتِبَ عَلَیكمُ الصّیامُ كما كُتِبَ على الذّینَ من قبلِكُم لَعَلَّكُم تَتَّقون»؛15 بر شما هم روزه داشتن فرض گردید، چنان كه اُمَم گذشته را فرض شد و این دستور براى آن است كه پاك از شهوات پست حیوانى شده و پرهیزكار شوید.
آیت اللَّه فاضل لنكرانى مى‏نویسد: «اگر تقوا به معناى خوف و ترس باشد، مگر روزه دارى در انسان خوف ایجاد مى‏كند؟ و چه تناسبى بین خوف و روزه مى‏باشد. در حالى كه اگر تقوا به معناى خود نگه دارى و تحفظ باشد (كه هست)، بین تحفظ و روزه دارى ارتباط مستقیم وجود دارد؛ زیرا روزه كلاس تمرین براى تحفظ و خود نگه دارى است. 
و یا در آیه: «اتَّقوا اللَّه حقَّ تُقاتِه»؛16 از خدا بترسید، چنانچه شایسته خدا ترس بودن است، روشن است كه اگر تقوا را به معناى خوف بگیریم، آیه معنا و مفهومى پیدا نخواهد كرد، ولى اگر تقوا را به معناى تحفّظ و خود نگه دارى بگیریم، آیه منظورى روشن و هدفى مشخص خواهد داشت».17
و از آن جا كه تقرّب به خداوند برترین هدفى است كه عالمان و همه مؤمنان طالب آن هستند و خداوند رحمان و رحیم است و واجد همه صفات كمال است، نمى‏توان از تقواى او تعبیر به ترس كرد. بنابراین اگر ترسى در دل بندگان هست، مربوط به سوء عمل خود آن‏هاست، پس انسان باتقوا، همواره از این كه تحت تأثیر نفس امّاره خود قرار گیرد، باید خائف و بیمناك باشد. 
اما درباره نسبت تقوا و زهد باید گفت كه مشتركات زیادى با یكدیگر دارند. از جمله مى‏توان گفت كه دنیا گرایى (نظیر مال دوستى، مقام‏پرستى و...)، خود نوعى بى‏تقوایى محسوب مى‏شود و از نشانه‏هاى تقوا، انفاق از مال است و شخص زاهد مى‏تواند بدون تردید و درنگ، از مال خود انفاق كند. همچنین از نشانه‏هاى تقوا این است كه انسان، یقین به قیامت حاصل كند و زاهد، اغلب به یاد قیامت است.
با این وجود كه مى‏توان میان تقوا و زهد مشتركاتى را بر شمرد، اما میان آن دو فرق‏هایى نیز هست. مع الوصف در این مبحث، هر كدام از اوصاف تقوا و زهد مستقل مطرح مى‏شوند. در مجموع تقوا بیشتر ناظر به حالات نفسانى است، در حالى كه زهد ارتباط بیشترى با امور مادى و محسوس و جلوه‏هاى دنیا دارد كه از خارج وجود بر انسان اثر مى‏گذارد.

تقوا معیار ارزش‏ها

هر مكتبى نظام ارزشى دارد كه همه چیز را بر معیار آن مى‏سنجد. در زمان‏هاى گذشته نیز معیارهاى گوناگون وجود داشته كه طاغوت‏هاى معاصر، انبیاى گذشته را به آن معیارها سنجیده و مورد ارزیابى قرارداده‏اند. مثلاً فرعون براى ارزیابى شخصیت موسى مى‏گوید: «فَلَولآ أُلقى عَلَیهِ أَسورَةٌ مِّن ذَهَب»؛18 چرا طوق زرّین بر دست ندارد. و یا كفّار زمان نوح، او را به باد انتقاد گرفته و مى‏گویند: «وَ مَا نَرَك اتَّبَعكَ الّا الَّذین هُم أراذلُنا بادِىَ الرَّأىِ»؛19 كسانى را كه از تو پیروى كرده‏اند، جز افرادى فرومایه و فقیر مشاهده نمى‏كنیم.
مكتب الهى اسلام همه معیارهاى نادرست را درهم ریخته و تقوا را یگانه معیار تام و تمام براى ارزیابى انسان‏ها قرار داده است ؛ چنانكه مى‏فرماید: «انَّ أَكرَمَكم عندَ اللَّهِ أَتقكم»؛20 شریف و كریم‏ترین شما نزد خدا باتقواترین شماست. از همین رو، در «چهل و نه» موضع، متقین را ستوده و در «هشتاد و سه» موضع، از پاداش‏ها و اثرات نیكوى تقوا یاد نموده است. آیاتى از قرآن، تقوا را وسیله فوز و نایل شدن به خداوند سبحان‏21 و مایه قبولى اعمال‏22 و محور كرامت انسان‏23 و زمینه حصول میزان تشخیص حق از باطل‏24 و راه خروج از بن بست‏هاى فكرى، عملى و اخلاقى‏25 معرفى مى‏كند.

مراتب تقوا

گرچه تقوا رئیس اخلاق شناخته شده است (التُّقى رَئیس الأخلاق)،26 لیكن همان گونه كه غالب فضایل اخلاقى سه درجه دارد: عام و خاص و اخص، تقوا نیز همین سه مرتبه را دارد: 1- تقواى عام: پرهیز از محرّمات؛ 2- تقواى خاص: اجتناب از مشتبهات؛ 3- تقواى اخص: دورى از مباحات، در پرتو اشتغال به واجبات و مستحبات.27 
علامه مجلسى در ذكر اقسام تقوا، علاوه بر سه مورد فوق، یك قسم دیگر نیز به نام «ورع سالكین» ذكر كرده است و مراد از آن، اعراض از غیر خدا، از ترس ضایع شدن عمر عزیز دركارهاى بیهوده مى‏باشد، هر چند منجر به حرام هم نشود.28
پس تقوا نیز مانند فضایل اخلاقى دیگر داراى درجاتى است كه نازل‏ترین آن، در آیه 131 سوره آل عمران، بیان شده است: «وَ اتّقوا النّارَ الّتى أُعِدَّت لِلكفرینَ»؛29 و بپرهیزید از آتش عذابى كه براى كیفر كافران افروخته‏اند.
و درجات آن به حدّى بالا مى‏رود كه همه كس تاب تحمل آن را ندارد و جز اولیاء اللَّه نمى‏توانند به آن دست یابند.

آثار تقوا در قرآن

آثارى كه براى تقوا در قرآن ذكر شده است، به سه گروه تقسیم مى‏گردد: آثار دنیوى، آثار اخروى و آثار مستمر.

الف. آثار دنیوى‏

خداوند به كسى كه تقوا داشته باشد، از راهى كه به حساب نمى‏آورد، روزى مى‏دهد: 
«وَ مَن یتَّق اللَّهَ یجعل لَّه مخرجاً * وَ یَرزُقهُ من حیثُ لا یحتسِب»؛30 و هر كس خدا ترس شود، خدا راه بیرون شدن را بر او مى‏گشاید و از جایى كه گمان نبرد، به او روزى عطا كند. 
هدایت قرآن نصیب افراد با تقوا مى‏گردد: 
«ذَلك الكِتبُ لا ریبَ فیهِ هُدىً لِّلمُتَّقین»؛31 این كتاب بى‏هیچ شك، راهنماى پرهیزكاران است. 
كسانى كه تقوا ورزند، خدا درهاى بركات آسمان و زمین را بر آنان باز مى‏كند: 
«وَ لو أَنَّ أَهل القرَى‏ ءَامَنوا وَ اتَّقَوا لَفتَحنا علیهم برَكَتٍ مّن السَّماءِ و الأرضِ»؛32 و چنانچه مردم شهر و دیار همه ایمان آورده و پرهیزكار مى‏شدند، همانا ما درهاى بركات آسمان و زمین را بر روى آن‏ها مى‏گشودیم.

ب. آثار اخروى

«انَّ المُتَّقین فى جَنَّتٍ و نَعیمٍ»؛33 متقیان هم امروز در باغ‏هاى بهشت پرنعمت‏اند. 
«فانَّ خیرَ الزَّاد التَّقوى‏»؛34 بهترین توشه این راه تقواست. 
«انمَّا یَتَقَّبلُ اللَّهُ مِنَ المُتَّقین»؛35 خدا قربانى متّقیان را خواهد پذیرفت.
«وَ من یَتَّق اللَّهَ یُكفِّر عنهُ سیّئاتهِ وَ یعظِم لهُ أَجراً»؛36 و هر كه از خدا بترسد، خدا گناهانش را بپوشاند و او را پاداش بزرگ عطا كند.
«ثُمَّ نُنَجِّى الَّذینَ اتَّقَوا وَّ نذَرُ الظَّلِمیِن فیها جِثِیّاً»؛37 پس از ورود همه در دوزخ، ما افرادى را كه خدا ترس و با تقوا بوده‏اند، از جهنم نجات خواهیم داد و ستمكاران را فروگذاریم تا در آن آتش به زانو درافتند.

ج. آثار مستمر

خوشبخت كسانى هستند كه اطاعت خدا و رسول نمایند و از خدا ترسیده، تقوا پیشه كنند:
«وَ مَن یُطع اللَّهَ وَ رَسُولَهُ و یخشَ اللَّهَ وَ یتَّقه فَاولئِك همُ الفائِزون»؛38 و هر كس فرمان خدا و رسول را اطاعت كند و خدا ترس و پرهیزكار باشد، چنین كسانى را پیروزى و سعادت خواهد بود. 
«انَّ أَكرمَكم عندَ اللَّهِ أَتقكُم»؛39 بزرگوارترین شما نزد خدا با تقواترین مردمند. 
«فانَّ اللَّهَ یحبُّ المّتَّقین»؛40 خداوند پرهیزكاران را دوست دارد. 
«إنْ أَولیَاؤُهُ الَّا المُتَّقون»؛41 تنها متقین دوستان خدا هستند. 
«وَ اعلَمُوا أنَّ اللَّهَ معَ المُتَّقین»؛42 خدا همواره با متقین است. 
ادامه دارد...

پى‏نوشت‏ها:

1. راغب اصفهانى، المفردات فى غریب القرآن، تحقیق سید غلامرضا خسروى، انتشاراتمرتضوى، چاپ اول، 1369، تهران، ج 3، ص 479
2. 
مرتضى مطهرى، ده گفتار، قم،انتشارات صدرا، بى تا، ص 3
3. 
دهر / 11.
4. 
تحریم / 6.
5. 
و آیات دیگرىنظیر: طور / 22، غافر / 45، دخان / 56، طور / 18، انسان / 11، تغابن / 16
6. 
الباقى، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الكریم، دارالكتب المصریة، ص 758.
7. 
مائده / 100.
8. 
آل عمران / 102.
9. 
عبداللَّه جوادى آملى، تسنیم (تفسیر قرآنكریم)، تنظیم و ویرایش: على اسلامى، قم، مركز نشر اسراء، 1378، ج‏2، ص 132
10. 
علامه طباطبایى، تفسیر المیزان، ترجمه: محمد باقر موسوى همدانى، قم، انتشاراتاسلامى، وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1377، ج 1، ص 82
11. 
سید محمودرضا غیاثى كرمانى، اقتباس از اخلاق ناصرى، در بخش تهذیب نفس اداره منزل و اجتماع ازدیدگان خواجه نصیر الدین الطوسى
12. 
مرتضى مطهرى، ده گفتار، قم، انتشاراتصدرا، بى تا، ص‏7
13. 
همان، ص 141.
14. 
ر.ك: محمدى رى شهرى، میزان الحكمة،واژه «تقوى». 
15. 
بقره / 183
16. 
آل عمران / 102
17. 
محمد فاضللنكرانى، آئین كشوردارى امام على (علیه‏السلام)، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ص 64.
18. 
زخرف / 53
19. 
هود / 27.
20. 
حجرات / 13.
21. 
حج / 37
22. 
مائده / 29
23. 
حجرات / 13
24. 
انفال / 29.
25. «
و من یتّقاللَّه یجعل له مخرجاً»: طلاق / 2
26. 
نهج البلاغه، حكمت 410
27. 
جوادىآملى، تسنیم (تفسیر قرآن كریم)، تنظیم و ویرایش: على اسلامى، قم، مركز نشر اسراء، 1378، ج 2، ص 155
28. 
سید محمدهاشم دستغیب، تقوا، ص 106
29. 
آل عمران / 131. 
30. 
طلاق / 2 و 3
31. 
بقره / 2.
32. 
اعراف / 96
33. 
طور / 17. 
34. 
بقره / 197
35. 
مائده / 27
36. 
طلاق / 5.
37. 
مریم / 72.
38. 
نور / 52
39. 
حجرات / 13
40. 
آل عمران / 76
41. 
انفال / 34. 
42. 
توبه / 36.

 




[ پنجشنبه 11 شهریور 1395 ] [ 03:14 ب.ظ ] [ سید رضا فاطمی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :