تبلیغات
تدریس خصوصی ریاضی ابتدایی و متوسطه اول

تدریس خصوصی ریاضی ابتدایی و متوسطه اول
 
نویسندگان
لینک های مفید

خطرناکترین چیزى که ابن تیمیه بنیانگزار فکرى وهابیت در آغاز دعوت خویش مطرح ساخت و افکار عمومى را متشنج و عقائد مردم را جریحه دار کرد، متهم ساختن مسلمان به کفر و شرک بود.

خطرناکترین چیزى که ابن تیمیه بنیانگزار فکرى وهابیت در آغاز دعوت خویش مطرح ساخت و افکار عمومى را متشنج و عقائد مردم را جریحه دار کرد، متهم ساختن مسلمان به کفر و شرک بود.

او رسماً اعلام کرد: هر کس کنار قبر پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) یا یکى از افراد صالح بیاید و از آنان حاجت بخواهد مشرک است، پس واجب است چنین شخصى را وادار به توبه کنند، و اگر توبه نکرد، باید کشته شود.

«من یأتی إلى قبر نبی أو صالح، ویسأله حاجته ویستنجده... فهذا شرک صریح ، یجب أن یستتابَ صاحبُه ، فإن تاب، وإلاّ قُتِل»(1).

محمّد بن عبد الوهّاب و تکفیر مسلمین و جهاد با آنان

محمّد بن عبد الوهّاب مجدّد ناشر افکار ابن تیمیه مى گوید:

«وإنّ قصدهم الملائکة والأنبیاء والأولیاء یریدون شفاعتهم والتقرّب إلى اللّه بذلک، هو الذی أحلّ دماءهم وأموالهم»(2).

 (همانا هدف آنان وسیله تقرّب به خداوند و شفیع قرار دادن پیامبران، و صالحان است، به همین جهت خونشان حلال و قتلشان جایز است).

شهادت به کفر مسلمانان، شرط ورود به آیین وهّابیت

أحمد زینى دحلان مفتی مکه مکرّمه مى نویسد: «کان محمّد بن عبد الوهّاب إذا اتّبعه أحد وکان قد حجّ حجّة الإسلام، یقول له: حجّ ثانیاً! فإنّ حجّتک الأولى فعلتها وأنت مشرک، فلا تقبل، ولا تسقط عنک الفرض.

وإذا أراد أحد الدخول فی دینه، یقول له بعد الشهادتین: اشهد على نفسک إنّک کنت کافراً، وعلى والدیک أنّهما ماتا کافرین، وعلى فلان وفلان، ویسمّی جماعة من أکابر العلماء الماضین أنّهم کانوا کفّاراً، فإن شهد قبله، وإلاّ قتله، وکان یصرّح بتکفیر الأمّة منذ ستّمائة سنة، ویکفّر من لا یتّبعه، ویسمّیهم المشرکین، ویستحلّ دماءهم وأموالهم»(3).

اگر چنانچه کسى به مذهب وهّابیت در مى آمد و قبلاً حج واجب انجام داده بود «محمّد بن عبد الوهّاب» به وى مى گفت: باید دوباره به زیارت خانه خدا بروى چون حج گذشته تو در حال شرک صورت گرفته است.

و به کسى که مى خواست وارد کیش وهّابیت بشود مى گفت: پس از شهادتین باید گواهى دهى که در گذشته کافر بوده اى و پدر و مادر تو نیز در حال کفر از دنیا رفته اند، و همچنین باید گواهى دهى که علماء بزرگ گذشته کافر مرده اند.

اگر چنانچه گواهى نمى داد وى را مى کشتند. آرى او بر این باور بود که تمام مسلمانان در طول 12 قرن گذشته کافر بوده اند، و هرکسى را که از مکتب وهّابیت پیروى نمى کرد او را مشرک دانسته و خون و مال او را مباح مى کرد.

فتوى ابن جبرین در کفر شیعه

ابن جبرین که یکى از مفتیان بزرگ سعودى است سؤال شده که آیا به فقراى شیعه مى شود زکات داد؟

پاسخ داده طبق نظر علماء اسلامى به کافر نمى شود زکات داد و شیعیان بدون شک به چهار دلیل کافر هستند:

1 - آنان نسبت به قرآن طعنه زده و بدگویى مى کنند و معتقد به تحریف قرآن هستند و مى گویند که دو سوم قرآن حذف شده و هرکس به قرآن طعنه زند کافر هست و منکر آیه شریفه «وإنا له لحافظون» مى باشد.

2 - به سنت پیامبر و احادیث صحیح بخارى و مسلم نیز طعنه مى زنند و به احادیثى که در این دوکتاب آمده عمل نمى کنند چون بر این عقیده هستند که روایات این کتاب ها از صحابه نقل شده و صحابه را کافر مى شمارند. و معتقد هستند که پس از پیامبر گرامى همه صحابه جز على و فرزندان او وتعداد اندکى مانند سلمان و عمار همه کافر و مرتد شدند.

3 - شیعیان اهل سنت را کافر دانسته و با آنان نماز نمى خوانند و اگر پشت سر اهل سنت نماز بخوانند آن نماز را اعاده مى کنند بلکه آنان معتقد به نجاست اهل سنت هستند و اگر با یکى از اهل سنت مصافحه کنند، دست خود را آب مى کشند.

4 - شیعیان نسبت به على و فرزندان او غلوّ کرده و آنان را به صفاتى که ویژه خداوند است توصیف مى کنند و همانند خداوند آنان را صدا مى کنند.

تا آن جا که گفته: «من دفع إلیهم الزکاة فلیخرج بدلها حیث أعطاها من یستعین بها على الکفر ، وحرب السنّة»

اگر کسى به شیعیان زکات بدهد قبول نیست زیرا او با این کار خود به کسى کمک کرده که کفر را تقویت مى کند و با سنت پیامبر در حال جنگ است(4).

اعلام رسمى جهاد بر ضدّ شیعة

از شیخ عبد الرحمان براک از مفتیان سعودى استفتا شده: «هل یمکن أن یکون هناک جهاد بین فئتین من المسلمین (أی: السنة مقابل الشیعة؟».

آیا امکان جهاد میان اهل سنت و شیعه وجود دارد؟

وى پاسخ داده: «... إن کان لأهل السنة دولة وقوة وأظهر الشیعة بدعهم ، وشرکهم ، واعتقاداتهم ، فإن على أهل السنة أن یجاهدوهم بالقتال...(5).

اگر اهل سنت داراى دولت مقتدى باشند و شیعه برنامه شرک آمیز خود را اظهار نمایند (مانند اعتقاد به وصایت على (علیه السلام) بعد از پیامبر گرامى و مراسم عزادارى براى امام حسین (علیه السلام) و توسل به امیر المؤمنین و حسین (علیهما السلام)). در این صورت بر اهل سنت واجب است که علیه شیعه اعلام جهاد نموده و آنان را به قتل برساند.

فتواى هیأت عالى افتاى سعودى بر کفر شیعه

هیأت عالى افتاى سعودى در پاسخ به سؤالى پیرامون شیعه نوشته است:

«إنّ کان الأمر کما ذکر السائل من أن الجماعة الذین لدیه من الجعفریة یدعون علیا والحسن والحسین وسادتهم فهم مشرکون مرتدون عن الإسلام»(6).

همان گونه که در سؤال آمده است، آنان که «یاعلى، یاحسین» مى گویند مشرک، و از ملّت اسلام خارج مى باشند.

و این فتوى به امضاء چهار تن از اعضاى هیأت عالى سعودى به شرح ذیل رسیده است:

رئیس هیأت: عبد العزیز بن عبد اللّه بن باز.

اعضاى هیأت: عبد الرزاق عفیفى، عبد اللّه بن غَدَیان و عبد اللّه بن قعود.

فتواى زرقاوی بر جهاد بر ضد شیعه

زرقاوى رهبر وهابیون عراقى طى اطلاعیه اى که از طریق اینترنت منتشر گردید اعلام کرد: مخالفان (شیعیان): افعی ها و دشمنان در کمین نشسته و عقرب های حیله گر هستند، ما اکنون به جنگ با دشمن کافر و جنگ دشوار با دشمن حیله گری که لباس دوست بر تن کرده و به همدلی دعوت می کند، ولیکن شرور است و ارث اختلاف درونی را به میراث برده، می پردازیم.

یک ناظر جستجوگر درک می کند که شیعیان خطری آشکار و حقیقی هستند. پیام تاریخ که واقعیت نیز آن را تصدیق نموده، این امر را روشن ساخته که تشیع، دینی جدا از اسلام است و با یهود تحت شعار اهل کتاب و مسیحیان ملاقات می کنند، شرک نمایان شیعیان تا جایی است که قبرها را می پرستند و در اطراف قبور ائمه طواف می کنند، به حدی رسیده اند که یاران پیامبر را کافر می دانند و به مادر مؤمنان و صالحان این امت دشنام می دهند و قرآن کریم را جعل می کنند.

و در کتب شیعیان که تاکنون در حال انتشار است به نزول وحی برای آن گروه ادعا شده است و این یکی از تصاویر کفر و کفرشناسی است.

کسانی که گمان می کنند شیعیان می توانند میراث تاریخی و کینه سیاه خود را فراموش کنند، در توهم به سر می برند و این همانند آن است که این افراد، (متوهمان) از مسیحیان بخواهند صلیب کشیدن مسیح را فراموش کنند. آیا یک عاقل چنین کاری می کند؟

این قوم علاوه بر کفر خود، برای افزایش بحران حکومت و موازین نیرو در دولت، از مکر و حیله سیاسی استفاده و تلاش می کنند برای تثبیت شرایط محیطی جدید خود، با استفاده از پلاکاردهای سیاسی و سازمان های خود با هم پیمانانشان همکاری کنند.

این قوم خیانتکار در طول تاریخ، اهل تسنن را به مبارزه می طلبیده و در هنگام سقوط رژیم صدام، شعار «انتقام از تکریت تا انبار» را سر می داد که این مسأله خود بر میزان کینه آنها نسبت به اهل تسنن دلالت می کند(7).

نتیجه شوم تکفیر و اعلام جهاد

محمد بن عبد الوهاب با اعلام جهاد علیه مسلمین به اتهام کفر و شرک و بدعت، اعراب بادیه نشین را بر انگیخت و به کمک ابن سعود لشکرى فراهم ساخت و با حمله به شهرها و روستاهاى مسلمان نشین، مردم را به خاک و خون کشید و اموال آنان را به عنوان غنائم جنگى غارت نمود(8).

1 - قتل و غارت وهابیون در منطقه نجد

الف: کشتار مسلمانان و قطع نخلها و غارت مغازه ها:

ابن بشر عثمان بن عبد اللّه، مؤرخ آل سعود در رابطه با آغاز دعوت وهابیت در منطقه نجد و کشت و کشتار مردم بى گناه به اتهام شرک مى نویسد: عبد العزیز همراه با عده اى به قصد جهاد با اهل سرزمین ثادق حرکت کرد، و آنان را به محاصره در آورد و بخشى از نخلستان هاى آنان را قطع کرد و تعدادى هم از مردان آنان را به قتل رساند(9).

سپس عبد العزیز به قصد جهاد به سمت خُرج حرکت کرد و در منطقه «دُلَم» هشت نفر از مردان را به قتل رساند و مغازه ها را که مملو از اموال بود، غارت نمود و آنگاه به سرزمین «نَعْجان» و «ثَرْمَدا» و «دُلَم» و «خُرْج» رفت و عدّه اى را کشت و شتران بسیارى به غنیمت گرفت.

ب: به آتش کشیدن محصولات زراعى:

تا آن جا که مى گوید: عبد العزیز به قصد جهاد وارد منفوحه شد و محصولات زراعى آنان به آتش کشید و بخش عظیمى از جواهرات و گوسفند و شتران را به غنیمت گرفت و تعدا ده نفر را نیز به قتل رساند(10).

ج: باعث سقط زنان حامله:

لشکر عبد العزیز شبانگاه وارد منطقه حَرْمه شدند و پس از طلوع فجر به دستور عبد اللّه پسر عبد العزیز تیر اندازان بصورت دسته جمعى به طرف شهر تیراندازى و صداى مهیب تیرها شهر را به لرزه درآورد به گونه اى که بعضى از زنان حامله، سقط کردند و مردم به وحشت افتاده و شهر به محاصره در آمد و مردم نه توان مقاومت و نه امکان فرار از شهر را داشتند(11).

د: کشته شدن مردم ریاض در اثر گرسنگى و تشنگى:

ابن بشر در رابطه با حمله وهابیت به ریاض مى نویسد:

«ففرّ أهل الریاض فی ساقته الرجال والنساء والأطفال لا یلوی أحد على أحد ، هربوا على وجوههم إلى البریة فی السهباء قاصدین الخروج وذلک فی فصل الصیف ، فهلک منهم خلق کثیر جوعا وعطشاً».

اهل ریاض با شنیدن حمله لشکر وهابیت ازترس و وحشت، همه مردان وزنان و کودکان پا به فرار گذاشتند، از آنجایى که این حمله در فصل تابستان بود، جمعیت زیادى در اثر گرسنگى و تشنگى جان سپردند.

هـ: کشتار فراریان:

وقتى عبد العزیز وارد ریاض شد دید در شهر جز اندکى کسى نمانده و و فراریان را دنبال کرد و عدّه اى را کشت و اموالى را که با خود داشتند به غنیمت گرفت.

و آن گاه در شهر ریاض تمام اموال مردم و خانه ها و نخلستانهاى آنان را به تصرف در آوردند.

«فلمّا دخل عبد العزیز الریاض وجدها خالیة من أهلها إلاّ قلیلاً فساروا فی أثرهم یقتلون ویغنمون. ثمّ إنّ عبد العزیز جعل فی البیوت ضبّاطاً یحفظون ما فیها . وحاز جمیع ما فی البلد من الأموال والسلاح والطعام والأمتاع وغیر ذلک وملک بیوتها ونخیلها إلا قلیلاً» (12).

چند سؤال ؟

این کشت و کشتار مردم بى دفاع نمونه اى از جنایات وهابیت بود که توسط یک مورخ سعودى بیان گردید و اینک چند سؤال از طرفداران وهابیت مطرح است.

بر فرض این که ساکنان این مناطق که مورد حمله و هجوم وهابیون قرار گرفت همگى مشرک بودند، آیا رهبران وهابى قبل از حمله و قتل و غارت، آنان را به طرف اسلام و ایمان دعوت کردند و آنان نپذیرفتند و به دنبال آن، حمله و قتل و غارت را آغاز کردند و یا بدون هیچ اطلاعى، شبانگاه مردم بى دفاع را به رگبار گلوله بستند و زنان حامله از ترس جنین خود را سقط کردند.

آیا دعوت رسول اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) از مشرکان این چنین بود؟

آیا آتش زدن مزارع، نابودى نخلستانها و به دنبال کردن فراریان که در میان آنان زنان و کودکان بود با کدامیک از موازین اسلام مطابقت دارد؟

آیا رسول اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) یک مورد این چنین برخوردى با مشرکان و حتى یهودیان داشته اند؟

مگر پیامبر گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم) پس از فتح مکه که برخى شعار مى دادند «الیوم یوم الملحمة» امروز، روز انتقام است، نفرمود؟ «الیوم یوم المرحمة»(13) امروز، روز نمایش رحمت ورأفت اسلامى است،

و نسبت به کسانى هشت سال تمام با حضرت جنگیده بودند با جمله: «اذهبوا فأنتم الطلقاء»(14)، همه را از هرگونه انتقام و مجازات معاف نداشت؟

آیا به آتش کشیدن مزارع و قتل زنان و کودکان فرارى از نظر عرف مردم و قوانین بین المللى قابل توجیه است؟(15)

2 - کشتار بى رحمانه شیعیان در کربلا

کشتار وهّابیان در عتبات عالیات به راستى صفحه تاریخ را سیاه کرده و لکه ننگ همیشگى بر پیشانى وهّابیان زده است.

«صلاح الدین مختار» که خود وهّابى است مى نویسد: در سال 1216 امیر سعود با لشگر انبوهى از مردم نجد و عشایر جنوب و حجاز و دیگر نقاط، به قصد عراق حرکت کرد، در ماه ذى قعده به کربلا رسید و تمام برج و باروى شهر را خراب کرد، و بیشتر مردم را که در کوچه و بازار بودند به قتل رساند، نزدیک ظهر با اموال و غنایم فراوان از شهر خارج شد. آنگاه خمس اموال غارت شده را خود سعود برداشت و بقیه را به نسبت هر پیاده یک سهم و هر سواره دو سهم بین لشگریان تقسیم نمود(16).

شیخ عثمان نجدى از مورّخان وهّابى مى نویسد: وهّابیان به صورت غافلگیرانه وارد کربلا شدند و بسیارى از اهل آنجا را در کوچه و بازار و خانه ها کشتند، روى قبر حسین(علیه السلام) را خراب کردند، و آنچه در داخل قبّه بود به چپاول بردند، و هرچه در شهر از اموال، اسلحه، لباس، فرش، طلا، وقرآنهاى نفیس یافتند ربودند، نزدیک ظهر از شهر خارج شدند در حالى که قریب به دو هزار نفر از اهالى کربلا را کشته بودند(17).

برخى مى نویسند که وهّابیان در یک شب، بیست هزار نفر را به قتل رساندند(18).

میرزا ابو طالب اصفهانى در سفرنامه خود مى نویسد: هنگام برگشت از لندن و عبور از کربلا و نجف دیدم که قریب بیست و پنج هزار نفر وهّابى وارد کربلا شدند وصداى «اقتلوا المشرکین واذبحوا الکافرین» (مشرکان را بکشید و کافران را ذبح کنید)، سر مى دادند، بیش از پنج هزار نفر را کشتند و زخمیها حساب نداشت، صحن مقدس امام حسین (علیه السلام)از لاشه مقتولین پر، و خون از بدنهاى سر بریده شده روان بود.

بعد از یازده ماه مجدّداً به کربلا رفتم دیدم که مردم آن حادثه دلخراش را نقل و گریه مى کنند به طورى که از شنیدن آن، موها بر اندام راست مى شد(19).

وهّابیان بعد از کشتار بى رحمانه اهل کربلا و هتک حرمت حرم حسینى (علیه السلام)با همان لشگر راهى نجف اشرف شدند، ولى مردم نجف بخاطر آگاهى از جریان قتل و غارت کربلا و آمادگى دفاعى به مقابله برخواستند و حتى زنها از منزلها بیرون آمده و مردان خود را تشجیع و تحریک به دفاع مى کردند تا اسیر قتل و چپاول وهّابیان نشوند.

و در سال 1215 نیز گروهى براى انهدام مرقد مطهر حضرت امیر (علیه السلام)عازم نجف اشرف شدند که در مسیر با عدّه اى از اعراب در گیر شده و شکست خوردند(20).

در مدّت نزدیک به ده سال چندین بار حملات شدیدى به شهر کربلا و نجف انجام دادند(21).

3 - قتل عام مردم طائف

شاید بعضى تصوّر کنند که وهّابیان فقط بلاد شیعه نشین را مورد تاخت و تاز قرار داده اند، ولى با نگاهى به عملکرد سیاه آنان در حجاز و شام روشن خواهد شد که حتى مناطق سنى نشین نیز از حملات وحشیانه آنان در امان نبود.

«جمیل صدقى زهاوى» در حمله وهّابیان به طائف مى نویسد: از زشت ترین کارهاى وهّابیان در سال 1217، قتل عام مردم طائف است که بر صغیر و کبیر رحم نکردند، طفل شیر خوار را بر روى سینه مادرش سر بریدند، جمعى را که مشغول فرا گرفتن قرآن بودند کشتند و حتى گروهى را که در مسجد مشغول نماز بودند به قتل رساندند، و کتابها که در میان آنها تعدادى قرآن و نسخه هایى از صحیح بخارى و مسلم و دیگر کتب حدیث و فقه نیز بود در کوچه و بازار افکنده و آنها را پایمال کردند(22).

وهّابیان پس از قتل عام مردم طائف طى نامه اى علماى مکه را به آیین خود دعوت کردند، آنان در کنار کعبه گرد آمدند تا به نامه وهّابیان پاسخ گویند که ناگهان جمعى از ستمدیدگان طائف داخل مسجد الحرام شدند و آنچه بر آنان گذشته بود بیان داشتند، مردم سخت به وحشت افتادند چندان گویى که قیامت بر پا شده است.

آنگاه علماء و مفتیان مذاهب اربعه اهل سنّت که از مکه مکرّمه، و سایر بلاد اسلامى براى اداى مناسک حج آمده بودند به کفر وهّابیان حکم کردند، و برامیر مکه واجب دانستند تا به مقابله با آنان بشتابد، و فتوا دادند که بر مسلمانان واجب است تا در این جهاد شرکت نمایند، و در صورت کشته شدن شهید خواهند بود(23).

4 - کشتار عمومى علماء اهل سنّت

دریادار سرتیپ «ایوب صبرى» سرپرست مدرسه عالى نیروى دریایى در دولت عثمانى مى نویسد: «عبد العزیز بن سعود» که تحت تأثیر سخنان «محمّد بن عبد الوهّاب» قرار گرفته بود در اوّلین سخنرانى خود در حضور شیوخ قبایل گفت: ما باید همه شهرها و آبادیها را به تصرّف خود در آوریم و احکام و عقاید خود را به آنان بیاموزیم ... براى تحقّق بخشیدن به این آرزو ناگزیر هستیم که عالمان اهل سنّت را که مدعى پیروى از سنّت سنیه نبویه و شریعت شریفه محمّدیه هستند از روى زمین برداریم.

و به عبارت دیگر، مشرکانى که خود را به عنوان علماى اهل سنّت قلمداد مى کنند از دم شمشیر بگذرانیم به ویژه علماى سرشناس و مورد توجّه را، زیرا تا اینها زنده هستند هم کیشان ما روى خوشى نخواهند دید، از این رهگذر باید نخست کسانى را که به عنوان عالم خودنمایى مى کنند ریشه کن نمود سپس بغداد را تصرّف کرد(24).

در جاى دیگرى مى نویسد: «سعود بن عبد العزیز» در سال 1218 به هنگام تسلّط بر مکه مکرّمه، بسیارى از دانشمندان اهل سنّت را بى دلیل به شهادت رساند، و بسیارى از اعیان و اشراف رابدون هیچ اتّهامى به دار آویخت، و هر کس را که در اعتقادات مذهبى ثبات قدم نشان مى داد به انواع شکنجه ها تهدید کرد، و آنگاه منادیانى فرستاد که در کوچه و بازار بانگ زدند: «ادخلوا فی دین سعود، وتظلّوا بظلّه الممدود» هان اى مردمان! به دین سعود داخل شوید ودر زیر سایه گسترده اش مأوا گزینید!(25).




طبقه بندی: مذهبی، 
[ پنجشنبه 19 فروردین 1395 ] [ 11:24 ب.ظ ] [ سید رضا فاطمی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :