تبلیغات
تدریس خصوصی ریاضی ابتدایی و متوسطه اول

تدریس خصوصی ریاضی ابتدایی و متوسطه اول
 
نویسندگان
لینک های مفید

5 - خطبه کفر آمیز سعود در مدینه منوّره

«سعود بن عبد العزیز» پس از تصرّف مدینه منوّره همه اهالى مدینه را در مسجد النبی گرد آورد، و درهاى مسجد را بست، و اینگونه سخن آغاز نمود:

هان اى مردم مدینه! بر اساس آیه شریفه «الیوم أکملت لکم دینکم» دین و آیین شما امروز به کمال رسید، به نعمت اسلام مشرف شدید، حضرت احدیت از شما راضى و خشنود گردید، دیگر ادیان باطله نیاکان خود را رها کنید و هر گز از آنها به نیکى یاد نکنید، از درود و رحمت فرستادن بر آنها به شدّت پرهیز نمایید، زیرا همه آنها به آیین شرک در گذشته اند(26)

5 - خطبه کفر آمیز سعود در مدینه منوّره

«سعود بن عبد العزیز» پس از تصرّف مدینه منوّره همه اهالى مدینه را در مسجد النبی گرد آورد، و درهاى مسجد را بست، و اینگونه سخن آغاز نمود:

هان اى مردم مدینه! بر اساس آیه شریفه «الیوم أکملت لکم دینکم» دین و آیین شما امروز به کمال رسید، به نعمت اسلام مشرف شدید، حضرت احدیت از شما راضى و خشنود گردید، دیگر ادیان باطله نیاکان خود را رها کنید و هر گز از آنها به نیکى یاد نکنید، از درود و رحمت فرستادن بر آنها به شدّت پرهیز نمایید، زیرا همه آنها به آیین شرک در گذشته اند(26)

6 - انهدام میراث فرهنگى

حفظ تاریخ گذشتگان و صیانت از میراث فرهنگى نیاکان نشانگر تمدّن یک جامعه به شمار مى رود، که براى پاسدارى از آنها ادارات ویژه تأسیس نموده و کارشناسان ماهر تربیت مى کنند، و در این عرصه اجازه نمى دهند که حتى یک سفال و یا کتیبه کوچک سنگى از بین برود.

شکى نیست که تمدّن اسلامى تنها تمدّن پیشتاز عصر خویش بود که مسلمانان در پرتو تعالیم آسمانى خویش آن را پى ریزى نمودند.

شکوفایى این تمدّن در قرن چهارم و پنجم هجرى به اوج خود رسید و به شهادت محقّقان غربى نفوذ این تمدن از طریق آندلس و جنگهاى صلیبى به اروپا یکى از مهمترین علل شکوفایى و رنسانس غرب در قرون اخیر به شمار مى رود.

آثار و ابنیه مربوط به شخص پیامبر و یاران باوفاى او جزئى از میراث عمومى این تمدّن بزرگ بوده و حفظ و صیانت از آنها نشانه تقدیر از بنیانگذاران این فرهنگ و تمدّن به شمار مى رود.

و از طرفی اقدام به تخریب و نابودى این آثار، نشانه انحطاط فکرى و بى توجهى به سازندگان و بنیانگذاران تاریخ و تمدّن مى باشد، که در اثر مرور زمان واقعیتهاى تاریخى و اصالتهاى دینى به دست فراموشى سپرده مى شود، و از همه مهمتر، عامل رکود انگیزه هاى فکرى و نابودى استعدادهاى درخشان در جامعه بشرى مى گردد.

با مراجعه به قرآن کریم روشن مى شود که امّتهاى پیشین به حفاظت و صیانت از آثار پیامبران خود اهتمام، و به آن تبرّک مى جستند، همانند صندوقى که در آن مواریث خاندان موسى و هارون قرار داشت که آن را در نبردها حمل مى کردند تا از طریق تبرّک به آن بر دشمن پیروز گردند.

 (وَقالَ لَهُمْ نَبِیهُم إنَّ آیةَ مُلْکهِ أنْ یأتِیکمُ التّابُوتُ فِیهِ سَکینَةٌ مِنْ رَبِّکمْ وَبَقِیةٌ مِمّا تَرَک آل مُوسى وَهارُون)(27)، «و پیامبرشان بایشان گفت: در حقیقت نشانه پادشاهى او این است که آن صندوق ]عهد[ که در آن آرامش خاطرى از جانب پروردگارتان، و بازمانده اى از آنچه خاندان موسى و خاندان هارون ]در آن[ بر جاى نهاده اند در حالى که فرشتگان آن را حمل مى کنند به سوى شما خواهد آمد».

«جلال الدین سیوطى» نقل مى کند: وقتى که رسول اکرم آیه شریفه (فِی بُیوت أذِنَ اللّهُ أنْ تُرْفَعَ وَیذْکر فِیهَا اسْمُهُ)(28) را در مسجد تلاوت نمود، فردى برخاست وپرسید: مقصود از این خانه ها چیست؟

پیامبر گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: خانه هاى پیامبران. در این موقع ابوبکر برخاست و به خانه على و زهرا اشاره کرده و گفت: اى پیامبر خدا! این خانه از همین خانه هاست که خدا رخصت بر رفعت و منزلت آنان داده است؟ حضرت فرمود: آری از برترین آنها است(29).

و این قضیه نشان مى دهد که خانه هاى پیامبران وصالحان از اعتبار و جایگاه خاصى برخوردار است، و پیدا است که این منزلت ارتباط به جنبه مادّى و خشت و گل و آجر آنها ندارد، بلکه این ارزش به خاطر انسانهاى والایى است که در آنجا سکونت گزیده اند.

سیر و سیاحت در کشورهایى که قبور انبیاء و فرزندان آنان در آنجا قرار دارد نشان مى دهد که پیروان پیامبران نسبت به حفظ قبور آنان و ساختن بناهاى مجلّل بر روى آنها اهتمام خاصّى مىورزیده اند، و سپاه اسلام نیز هنگام فتح شامات دست به تخریب قبور پیامبران نزدند، بلکه خادمان آنها را که حفاظت از آن را بعهده داشتند ابقا کردند.

و این بناها تا امروز محفوظ مانده و براى مسلمانان بلکه براى تمام موحّدان جهان جاذبه خاصّى دارد.

اگر ساختن بنا بر قبور انبیاء و اولیاء نشانه شرک بود، جا داشت تا فاتحان منصوب از سوى خلفاء به تخریب و نابودى آن ابنیه مى پرداختند.

بررسى کتب تاریخى و سفرنامه ها گواه وجود صدها آرامگاه و مرقد با شکوه در سرزمین وحى و کشورهاى اسلامى است.

مسعودى (متوفّاى 345) مورّخ معروف، مشخّصات کامل قبور ائمّه بقیع و اهل بیت(علیهم السلام) را بیان نموده است(30)، و «ابن جبیر» آندلسى جهانگرد معروف اواخر قرن ششم که مشرق زمین را سه بار زیر پا نهاده است، در سفر نامه خود در باره مشاهد انبیاء و صالحان و ائمّه اهل بیت را در مصر، مکه، مدینه، عراق، و شام به تفصیل سخن گفته و ویژگیهاى روضه ائمّه بقیع و خصوصیات ضریح آنها را بیان نموده است(31).

7 - تخریب آثار بزرگان در مکه

وهّابیون در سال 1218 پس از مسلط شدن بر مکه تمام آثار بزرگان دین را تخریب نمودند.

آنان در «مُعَلّى» قبّه زادگاه پیامبر گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم) را، و همچنین قبّه زادگاه على بن أبی طالب (علیه السلام)، و حضرت خدیجه، و حتى ابوبکر را ویران و باخاک یکسان کردند.

آثار باستانى که در اطراف خانه خدا و بر روى زمزم بود تخریب کرده و در تمام مناطقى که مسلط مى شدند آثار صالحین را نابود مى کردند، و هنگام تخریب طبل مى زدند و به رقص و آواز خوانى مى پرداختند(32).

بلکه اینان شقاوت را به جایى رساندند که خانه حضرت خدیجه را که مدّتى مهبط وحى الهى بود خراب کرده و به توالت تبدیل کردند(33).

زادگاه رسول اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) را ویران ساخته وبه محل خرید وفروش حیوانات در آمد که با تلاش افراد صالح و خیر، از چنگال وهّابیها در آمد و به کتابخانه مبدّل گردید(34).

رفاعى بعد از این قضیه مى نویسد: فصرتم یرمون المکان بعیون الشرّ والتهدید والانتقام، وتتربّصون به الدوائر وطالبتم صراحة بهدمه واستعدیتم السلطة وحرضّتموها على ذلک بعد اتّخاذ قرار بذلک من هیئة کبار علمائکم قبل سنوات قلیلة (وعندی شریط صریح بذلک) غیر أنّ خادم الحرمین الشریفین الملک فهد العاقل الحکیم العارف بالعواقب تجاهل طلبکم وجمّده.

فیا سوء الأدب وقلّة الوفاء لهذا النبی الکریم الذی أخرجنا اللّه به وإیاکم والأجداد من الظلمات إلى النور! ویا قلّة الحیاء منه یوم الورود على حوضه الشریف! ویا بؤس وشقاء فرقة تکره نبیها سواء بالقول أو بالعمل وتحقّره وتسعى لمحو آثاره!(35)

 (شما وهّابیان در این سالهاى اخیر تصمیم گرفتید نیات شوم خود را از طریق تهدید و انتقام پیاده کنید، تمام تلاش خود را جهت نابودى محل ولادت رسول گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم)به کار بستید، حتّى از شخصیتها و علماء بزرگ سعودى مجوّز ویران کردن آن مکان مقدس را گرفتید، ولى ملک فهد، عواقب شوم آن را ملاحظه کرد و شما را از این کار ننگین باز داشت.

این چه کار بى ادبانه اى است که از شما سر مى زند؟!

این چه بى وفایى است از شما به رسول گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم)! که خداوند به وسیله آن حضرت، ما و شما و اجداد ما را از تاریکیهاى شرک و بد بختى به سوى نور اسلام هدایت فرمود؟!

بدانید که به هنگام مشاهده رسول گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم) در کنار حوض، جز بى حیایى نصیب شما نخواهد شد.

و به یقین بدانید که نتیجه شقاوت خود را در نابودى آثار پاک آن نبى مکرم(صلى الله علیه وآله وسلم)که موجب رنجش گردیده است مشاهده خواهید کرد.

آثار قبور صحابه و امّهات المؤمنین و آل البیت را نابود کرده و قبر آمنه بنت وهب مادر گرامى رسول اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) را با بنزین به آتش کشیدید واثرى از آنها باقى نگذاشتید)(36).

8 - آتش زدن کتابخانه هاى بزرگ

دردناکترین چیزى که وهّابیت مرتکب شد و ننگ او براى ابد بر پیشانى آنان باقى است، آتش زدن کتابخانه بزرگ «المکتبة العربیة» بود که بیش از 60 هزار عنوان کتاب گرانقدر و کم نظیر، و بیش از 40 هزار نسخه خطّى منحصر به فرد داشت، که در میان آنها برخى از آثار خطّى دوران جاهلیت، یهودیان، کفّار قریش، و همچنین آثار خطّى على (علیه السلام)، ابوبکر، عمر، خالد بن ولید، طارق بن زیاد، و برخى از صحابه پیامبر گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم) و قرآن مجید به خطّ «عبد اللّه بن مسعود» وجود داشت.

و نیز در همین کتابخانه انواع سلاحهاى رسول اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم)، و بتهایى که هنگام ظهور اسلام مورد پرستش بود، مانند «لات»، «عُزّى»، «مَناة» و «هُبَل» موجود بود.

«ناصر السعید» از قول یکى از مورّخان نقل مى کند که هنگام تسلط وهّابیان، این کتابخانه را به بهانه وجود کفریات در آن به آتش کشیده و به خاکستر تبدیل کردند(37).

تخریب گرانبهاترین آثار اسلامى مدینه

آل سعود در سال 1344 که تسلط کامل بر حجاز یافت تمام آثار صحابه را در مدینه نابود کرد، مانند زادگاه امام حسن و امام حسین (علیهما السلام)در مدینه، قبور شهداء بدر، بارگاه ائمّه بقیع: امام حسن، امام سجاد، امام باقر و امام صادق(علیهم السلام)، وبیت الأحزانى که على(علیه السلام) براى حضرت زهراء ساخته بود، و مرقد فاطمه بنت اسد مادر امیر مؤمنان(علیه السلام).

منابع:

 (1) زیارة القبور والاستنجاد بالمقبور: 156، قریب منه فی الهدیة السنیة: 40، انظر کشف الارتیاب: 214.

 (2) کشف الشبهات: 58، ط. دار القلم ـ بیروت، مجموع مؤلّفات الشیخ محمّد بن الوهاب: 6/115، رسالة کشف الشبهات.

 (3) الدرر السنیة: 1/46، الفجر الصادق لجمیل صدقی الزهاوی: 17، کشف الارتیاب: 135 نقلا عن خلاصة الکلام: 229 - 330 لدحلان.

(4) السؤال: ما حکم دفع زکاة أموال أهل السنّة لفقراء الرافضة (الشیعة) وهل تبرأ ذمّة المسلم الموکل بتفریق الزکاة إذا دفعها للرافضی الفقیر أم لا ؟

الجواب: لقد ذکر العلماء فی مؤلّفاتهم فی باب أهل الزکاة أنهّا لا تدفع لکافر ، ولا مبتدع ، فالرافضة بلا شک کفار لأربعة أدلة :

الأول: طعنهم فی القرآن ، وإدّعاؤهم أنّه حذف منه أکثر من ثلثیه ، کما فی کتابهم الذی ألّفه النوری وسمّاه «فصل الخطاب فی إثبات تحریف کتاب ربّ الأرباب» وکما فی کتاب الکافی ، وغیره من کتبهم ، ومن طعن فی القرآن فهو کافر مکذّب لقوله تعالى : «وإنّا له لحافظون».

الثانی: طعنهم فی السنّة وأحادیث الصحیحین ، فلا یعملون بها لأنّها من روایة الصحابة الذین هم کفّار فی اعتقادهم، حیث یعتقدون أنّ الصحابة کفروا بعد موت النبی صلى اللّه علیه وسلم إلاّ علی وذرّیته ، وسلمان وعمّار ، ونفر قلیل ، أمّا الخلفاء الثلاثة، وجماهیر الصحابة الذین بایعوهم فقد ارتدّوا ، فهم کفّار ، فلا یقبلون أحادیثهم ، کما فی کتاب الکافی وغیره من کتبهم .

الثالث : تکفیرهم لأهل السنّة ، فهم لا یصلّون معکم ، ومن صلّى خلف السنّی أعاد صلاته بل یعتقدون نجاسة الواحد منّا ، فمتى صافحناهم غسّلوا أیدیهم بعدنا ، ومن کفّر المسلمین فهو أولى بالکفر ، فنحن نکفّرهم کما کفّرونا وأولى .

الرابع : شرکهم الصریح بالغلّو فی علی وذرّیته ، ودعاؤهم مع اللّه ، وذلک صریح فی کتبهم ، وهکذا غلوّهم ووصفهم له بصفات لا تلیق إلا بربّ العالمین ، وقد سمعنا ذلک فی أشرطتهم.

ثمّ إنّهم لا یشترکون فی جمعیات أهل السنّة ، ولا یتصدّقون على فقراء أهل السنّة ، ولو فعلوا فمع البغض الدفین ، یفعلون ذلک من باب التقیة ، فعلى هذا، من دفع إلیهم الزکاة فلیخرج بدلها حیث أعطاها من یستعین بها على الکفر ، وحرب السنّة ، ومن وکلّ فی تفریق الزکاة حرم علیه أن یعطی منها رافضیاً ، فإن فعل لم تبرأ ذمّته ، وعلیه أن یغرم بدلها ، حیث لم یؤدّ الأمانة إلى أهلها ، ومن شک فی ذلک فلیقرأ کتب الردّ علیهم ، ککتاب القفاری فی تفنید مذهبهم ، وکتاب الخطوط العریضة للخطیب وکتاب إحسان إلهی ظهیر وغیرها . واللّه الموفق. اللؤلؤ المکین من فتاوى فضیلة الشیخ ابن جبرین ص39.

 (5) سایت المنجد، سؤال شماره 10272.

 (6) فتاوى اللجنة الدائمة للبحوث العلمیة والإفتاء: 3/373 فتوى رقم 3008.

 (7) سایت بازتات «BAZTAB.COM»: مورخ 8/3/1384.

 (8) رجوع شود به تاریخ نجد: 95، الفصل الثالث، الغزوات، تاریخ آل سعود: 1/31 و تاریخچه نقد و بررسى وهّابیها: 13 ـ 76.

 (9) «سار عبد العزیز رحمه الله تعالى غازیا بجمیع المسلمین وقصد بلد ثادق ونازلهم وحاصرهم ووقع بینهم قتال وقطع شیئا من نخیلهم فأقام على ذلک أیاما ، وقتل من أهل البلد ثمانیة رجال ، وقتل من المسلمین ثمانیة رجال». عنوان المجد ، ص 34 .

 (10) «غزا عبد العزیز إلى الخرج فأوقع بأهل الدُلَم وقتل من أهلها ثمانیة رجال ونهبوا بها دکاکین فیها أموال . ثم أغاروا على أهل بلد نَعْجان وقتلوا عودة بن علی ورجع إلى وطنه، ثمّ بعد أیام سار عبد العزیز بجیوشه إلى بلد (ثَرْمَدا) وقتل من أهلها أربعة رجال وأصیب من الغزو مبارک بن مزروع . ثمّ أن عبد العزیز کرّ راجعا وقصد ( الدُلَم ) و ( الخُرْج ) فقاتل أهلها وقتل من فزعهم سبعة رجال وغنم علیهم إبلاً کثیراً . . . غزا عبد العزیز منفوحة وأشعل فی زروعها النار ؟ ! وأخذ کثیرا من حللهم وغنم منهم إبلا کثیرا وقتل من الأعراب عشرة رجال». عنوان المجد ، ص 43.

 (11) أتوا بلاد حَرْمة فی اللیل وهم هاجعون . . . فلما انفجر الصبح أمر عبد اللّه على صاحب بُندق یثورها ، فثوروا البنادق دفعة واحدة فارتجت البلد بأهلها وسقط بعض الحوامل ، ففزعوا وإذا البلاد قد ضبطت علیهم ولیس لهم قدرة ولا مخرج . عنوان المجد ، ص 67.

(12) عنوان المجد ، ص 60 - 61 .

 (13) أسد الغابة، ج2، ص 284، فتح البارى، ج8، ص 7.

 (14) فتح البارى، ج8، ص15، سنن بیهقى، ج9، ص 118.

 (15) براى اطلاع بیشتر رجوع شود به «السلفیة بین أهل السنة والإمامیة» ص 324.

 (16) تاریخ المملکة السعودیة: 3/73.

 (17) عنوان المجد فى تاریخ نجد: 1/121، حوادث سال 1216.

 (18) تاریخچه نقد و بررسى وهّابیها: 162.

 (19) مسیر طالبى: 408.

 (20) ماضی النجف وحاضرها: 1/325.

 (21) تاریخ المملکة السعودیة: 1/92.

 (22) الفجر الصادق: 22.

 (23) سیف الجبر المسلول على الأعداء: 2، از شاه فضل رسول قادرى.

 (24) تاریخ وهّابیان: 33.

(25) همان مصدر: 74.

 (26) تاریخ وهّابیان: 107.

(27) بقرة: 248.

 (28) نور: 36.

 (29) الدرّ المنثور: 6/203.

 (30) مروج الذهب: 2/288.

 (31) رحلة ابن جبیر: 173، جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به کتاب «وهّابیت، مبانى فکرى وکارنامه عملى» :149 ـ 179، تألیف دانشمند فرزانه و فقیه توانا حضرت آیت اللّه سبحانى.

(32) کشف الارتیاب: 27 به نقل از تاریخ «الجبرتى».

 (33) قال الرفاعی أحد کبار علماء الکویت: رضیتم ولم تعارضوا هدم بیت السیدة خدیجة الکبرى أمّ المؤمنین والحبیبة الأولى لرسول ربّ العالمین صلى اللّه علیه وآله، المکان الذی هو مهبط الوحی الأوّل علیه من ربّ العزّة والجلال، وسکتم على هذا الهدم راضین أن یکون المکان بعد هدمه دورات میاه وبیوت خلاء ومیضات، فأین الخوف من اللّه؟ وأین الحیاء من رسوله الکریم علیه الصلاة والسلام. نصیحة لإخواننا علماء نجد» ص 59. تألیف: یوسف بن السید هاشم الرفاعى، با مقدمه دکتر محمّد سعید رمضان البوطی.

 (34) قال الرفاعی: حاولتم ولا زلتم تحاولون وجعلتم دأبکم هدم البقعة الباقیة من آثار رسول اللّه صلى اللّه تعالى علیه وآله وسلم ألا وهی (البقعة الشریفة التی ولد فیها)، التی هُدمت، ثمّ جُعلت سوقاً للبهائم، ثمّ حولها بالحیلة الصالحون إلى مکتبة هی (مکتبة مکة المکرّمة). نصیحة لإخواننا علماء نجد» ص 60.

 (35) نصیحة لإخواننا علماء نجد» ص 60.

 (36) هدمتم معالم قبور الصحابة وأمّهات المؤمنین وآل البیت الکرام رضی اللّه عنهم وترکتموها قاعاً صفصفاً وشواهداً حجارة مبعثرة لا یعلم ولا یعرف قبر هذا من هذا بل سُکب على بعضها البنزین فلا حول و لاقوّة إلاّ باللّه. ثمّ ذکر فی الهامش: قبر السیدّة آمنة بنت وهب أم الحبیب المصطفى نبی هذه الأمّة(صلى الله علیه وآله وسلم). نصیحة لإخواننا علماء نجد: 38.

 (37) جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به کتاب تاریخ آل سعود: 1/158، کشف الارتیاب: 55، 187، 324، أعیان الشیعة: 2/7، الصحیح من سیرة النبی الأعظم: 1/81 و آل سعود من أین إلى أین: 47.




طبقه بندی: مذهبی، 
[ پنجشنبه 19 فروردین 1395 ] [ 10:22 ب.ظ ] [ سید رضا فاطمی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :